احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

87

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

دسامبر 1924 بهمراهى همسر خود و دو نفر شوفور آلمانى وارد بوشهر شد و به اين نيت آمد تا با وسائل موتورى زراعت تنگستان را توسعه دهد و از عايدات ساليانه پاداش كافى به خوانين بدهد - يك كاميون دو تراكتور يك ماشين تخم‌پاش و سه خيش ده‌دندانه با خود آورد و شروع به گردآوردن خوانين به دور يكديگر نمود در اهرم پسر زائر خضر خان نيز مانند پدر بقتل رسيده يك طفل سه ساله مقام او را احراز كرده بود غضنفر السلطنه را بتهران تبعيد كرده بودند شيخ حسين سالخورده بيمار شده و بعد از مرگ فرزند علاقه بامور دنيوى نشان نميداد واسموس در بوشهر سلطان على را ملاقات كرد دانست كه آن بيمار مدتها در تهران زندانى بوده بعد دكان سلمانى باز نموده و در نتيجه مزاحمت قزاقها و پاسبانها شبانه به طرف جنوب فرار كرده است سلطانعلى پيشنهاد تجديد همكارى با واسموس را نپذيرفت و بگفته خودش در جبين او نور رستگارى نديد واسموس زوجه خويش را نزد مادام ماير آلمانى در بوشهر گذاشته و باتفاق ويلهلم ماير و دو نفر آلمانى ديگر با ماشينها به طرف چاه‌كوتاه رفت در راه گرفتار طوفان و رگبار شديد شده ميان باتلاق و لجن‌زار گير كردند و با تلاش خارق العاده توانستند جانى بسلامت دربرده و پياده به بوشهر مراجعت نمايند . بعد از چند روز كه هوا صاف و بارندگى پايان يافت به چاه‌كوتاه رفتند در آنجا واسموس شيخ حسين را در حال نزع ديد و در اطاق بيمار با دوستان قديم ملاقات كرد با شيخ حسين روبوسى نموده و هردو اشك حسرت و اندوه از ديده فرو ريختند . شيخ حسين خان شيخ ناصر فرزند خويش را كه جوانى محيل بود به واسموس معرفى كرد و نقشه واسموس را مبنى بر زراعت با ماشين و پرداخت تدريجى عوايد زمين از بابت پاداش تأييد نمود در عمل نيز نقشه واسموس به نتيجه رسيد و حاصل بهارى روبه افزايش نهاد بطورىكه مقدارى از پاداش فرزندان خوانين اعطاء گرديد در آن موقع موافقت‌نامه به امضاء عموم حاضرين رسيد مبنى بر تاييد نقشه واسموس . شيخ ناصر هم در ظاهر قبول كرد اما باطنا دست به دسيسه و نيرنگ زد و حتى شبانه درختان خرمائى را كه واسموس كاشته بود ريشه‌كن نمود و مجارى آب را مخفيانه مسدود ساخت سفارت آلمان در تهران مطلع شد كه دسائسى در جنوب بر عليه واسموس جريان دارد بعلاوه نسبت چاپلوسى به او داده‌اند هرقدر اصرار ورزيد كه دست از عمليات كشيده پاداش نقدى به خوانين بدهد و خود را خلاص نمايد بخرج نرفت و واسموس از جاده لجاج و عناد منحرف نگرديد . شونمان معروف كه در اصفهان موفق به تأسيس كارخانه شده و كارش رونق گرفته بود از مشكلات واسموس و تحريكاتى كه بر عليه او جريان داشت آگاهى حاصل كرد و به حكمران اصفهان پيشنهاد نمود مزارع اطراف اصفهان را براى آبادانى و عمران به طرز جديد به واسموس واگذار نمايد حكمران قبول كرد واسموس نيز پذيرفته و باتفاق عيالش از راه كازرون عازم اصفهان شدند در اصفهان بين او و حكمران اختلافى پيدا شد حكمران ميگفت عايدات املاك من نبايد به مصرف پاداش خوانين دزد تنگستان برسد واسموس معتقد بود كه چون به خوانين قول شرف داده اگرچه بر عليه او انتريگ كرده‌اند بايد احترام قول خويش را مرعى دارد نصايح شونمان هم مبنى بر ترك خوانين حق‌ناشناس مؤثر نيفتاد و واسموس و زنش مجددا راه جنوب يعنى راه نيستى و بدبختى خود را درپيش گرفتند . در چغادك طلبكاران او را احاطه كردند شيخ ناصر علنا بر عليه او تحريك و تهديد به تقديم عرضحال به عدليه بوشهر مينمود توسل واسموس به موافقت‌نامه خوانين نيز بيهوده بود زيرا عين آن سند را از بين برده بودند . خلاصه واسموس را ورشكست اعلام كردند تمام اثاث البيت حتى پيانو بزرگ او را بحراج گذاشتند